احکام اخیر فرماندهی کل قوا، فراتر از یک جابهجایی سلسلهمراتبی ساده، روایتگر یک «بازطراحی ساختاری» (Structural Redesign) برای انطباق با سناریوهای جنگهای نوین است. آنچه در این احکام مشاهده میشود، گذار از الگوی سنتی نیروهای مجزا به سوی الگوی «قدرت تمامحوزهای» (All-Domain Power) است؛ جایی که مرزهای میان زمین، هوا، دریا و فضای شناختی برای دستیابی به یک هدف واحد، کمرنگ شدهاند.
۱. معماری تخصصمحوری؛ تکامل زنجیره قابلیتهای ترکیبی
بر اساس نظریه «جنگ شبکهمحور» (Network-Centric Warfare)، توان رزمی یک ارتش مدرن دیگر حاصل جمعِ تسلیحات نیست، بلکه محصول «قابلیتهای ترکیبی» (Joint Capabilities) است. چیدمان جدید ستاد کل، دقیقاً با همین منطق ریاضی و نظامی تنظیم شده است: حضور سرشناس عبداللهی با پیشینه نیروی هوایی در صدر ستاد کل، نشان از اولویت یافتن «برتری هوایی» و «جنگ نوین» در طراحی عملیاتهای آینده دارد. در کنار او، حضور امیر حیدری با تکیه بر عمق راهبردی نیروهای زمینی و فرماندهی سرشناس وحیدی در سپاه پاسداران (به عنوان بازوی عملیات برونمرزی)، یک مثلث قدرت از «عمق، تهاجم و تداوم» را شکل میدهد. تکمیل این زنجیره با اشراف دریایی عظمایی و حلقه مقاومت مردمی و جنگ شناختی تحت رهبری حجتالاسلام طائب، معماری یک «قدرت همهجانبه» را تکمیل میکند که در آن اقتصاد، افکار عمومی و میدان نبرد، همگی در یک شبکه واحد مدیریت میشوند.
۲. ادغام قرارگاه خاتمالانبیاء؛ از همپوشانی به یکپارچگی کارکردی
حیاتیترین گام در این بازآرایی، ادغام قرارگاه خاتمالانبیاء با ستاد کل است. این اقدام، فراتر از یک تغییر اداری، یک «ادغام کارکردی» (Functional Integration) است. با انتقال سکان هدایت خاتمالانبیاء به ستاد کل توسط عبداللهی، شکاف میان «طراحی عملیات» و «اجرای عملیات» پر شده است. این یعنی کاهش موازیکاریها و تبدیل شدنِ توان مهندسی به بازوی مستقیمِ تصمیمساز در لحظات بحرانی؛ گویی ستاد کل اکنون به یک «مغز متفکر» (Think Tank) عملیاتی مجهز شده که همزمان هم طرح میریزد و هم ابزار اجرا را در اختیار دارد.
۳. گذار به بازدارندگی فعال؛ از دفاع به پیشدستی
در ادبیات نظریه بازدارندگی (Deterrence Theory)، میان بازدارندگی مبتنی بر «مجازات» و بازدارندگی مبتنی بر «انکار سود» تمایز قائل میشوند. اما پیامهای ضمنی احکام اخیر، نشاندهنده گذار از بازدارندگیِ صرفاً تدافعی به سوی «بازدارندگی فعال» (Active Deterrence) است. تمرکز بر آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیاتهای پرقدرت، نشان میدهد که ساختار جدید، تنها برای حفظ وضع موجود نیست، بلکه برای مدیریت بحران در قالب عملیاتهای «پیشدستانه» (Pre-emptive) طراحی شده است.
نتیجهگیری
ایران با این بازآرایی، در حال حرکت به سمت الگوی جنگهای آینده است؛ جنگی که در آن میدان نبرد، نه تنها در جغرافیای فیزیکی، بلکه در لایه اقتصاد، فناوری و ذهن مخاطبان، به صورت همزمان و در یک شبکه یکپارچه جریان دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟