چهار کودک در دل جنگلهای خطرناک آمازون با شجاعت و دانش بومی خود، داستانی شگفتانگیز را رقم زدند. جنگل آمازون در کلمبیا، با وسعتی مشابه کالیفرنیا، به عنوان یکی از مرگبارترین مناطق جهان شناخته میشود. این منطقه که فاقد جادهها و فرودگاههای تجاری است، با رودخانههای خروشان و خطرناک پر از حیوانات وحشی، هر ساله قربانیان زیادی میگیرد. علاوه بر این، گروههای شورشی و قاچاقچیان مواد مخدر در این مناطق پنهان شدهاند و برای بومیان، پروازهای خصوصی تنها راه ارتباطی با دنیای بیرون به شمار میرود.
در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، یک هواپیمای سسنا ۲۰۶ که خانوادهی بومی ماگدالنا موکوتوی والنسیا و سه کودک را به همراه داشت، در حین پرواز به سان خوسه دل گوآویاره دچار سانحه شد. خلبان با تجربه، هرناندو مورسیا، در تماس اضطراری خود از مشکل جدی در موتور هواپیما خبر داد و پس از تلاشهای ناموفق برای بازگرداندن عملکرد موتور، مجبور به فرود اضطراری در رودخانه اپاپوریس شد. آخرین تماس او موقعیت دقیق هواپیما را اعلام کرد، اما پس از آن، هواپیما ناپدید شد و جستجوها آغاز گردید.
پس از چند روز جستجو، تیمهای جستجو اجساد ماگدالنا، مورسیا و مندوزا را یافتند، اما خبری از کودکان نبود. بررسیها نشان داد که احتمالاً آنها از محل حادثه فرار کردهاند. کودکان با استفاده از دانش جنگلی خود زنده ماندند؛ لسلی رهبری کرد و زخم سر ماگدالنا را با پوشک بست. آنها با جمعآوری وسایل و تغذیه از میوههای جنگلی، به جابهجایی در جنگل ادامه دادند و با پنهان شدن در تنهی درختان و شکار مارها، تلاش کردند تا جان خود را حفظ کنند.
پس از بیش از یک ماه جستجو، در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۲، گروههای بومی موفق به یافتن کودکان شدند. آنها کریستین را در میان شاخههای درختان پیدا کردند و لسلی و سولینی را نیز در نزدیکی او مشاهده کردند. این کودکان که به شدت ضعیف و آلوده شده بودند، جان خود را نجات دادند و به پناهگاههای نظامی منتقل شدند. مقامات کلمبیایی این حادثه را معجزهای توصیف کردند که نمادی از همکاری و همبستگی میان بومیان و نیروهای نظامی شد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟